أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )
467
تجارب الأمم ( فارسى )
دل آزردگيهائى داشت . او گزارش پيروزيهاى خود كه ابن الياس را شكسته و تار و مار كرده و على بن كلويه را نيز گريزانده است ، براى برادر بنوشت . او در پاسخ نوشت : كار را به هر جا رساندهاى بايست و از آن مگذر ! يكى از سرداران بزرگ خود به نام مرزبان بن خسرو گيلى [ 1 ] را نيز فرستاد تا ابو حسين را به پايتخت بياورد و او را از نگرانى و دلواپسى دور كند . مانند اين دستور را او به سرداران ديگر نيز نوشت ، تا [ ابو حسين ] ناچار شد ، ناخرسندانه به پيشگاه آيد ، زيرا هنوز كينهء على بن كلويه و يارانش از دل او زدوده نشده بود ، و چون به استخر رسيد باز ايستاد . گزارش پيشامدهائى كه [ ابو حسين بن بويه ] را به شهرهاى عراق كشانيد تا به پادشاهى آنجا دست يافت : ابو عبد الله بريدى از راه دريا به فارس آمده به على بن بويه پناهنده شد زيرا كه محمد بن رايق و بجكم [ 2 ] در چند جنگ بر او پيروز شده اهواز را از چنگ او بيرون آورده بودند و نزديك بود بصره را نيز از او بگيرند . پس او برادرش ابو يوسف [ بريدى ] را با ابو حسين على بن محمد [ 3 ] جانشين خود نهاده به دربار على بن بويه پناه آورد . بويه ميهمان نوازانه او را گرامى داشت . ابو عبد الله [ بريدى ] پيشنهاد نمود كه هر گاه مردانى در اختيار او نهد بخشهاى عراق را براى او بگيرد و دارائى بسيار اهواز را براى او گرد آورى كند ، و براى دلگرمى او دو پسرش را گروگان به دو سپارد .
--> [ ( 1 - ) ] M . متن : « خسره . . . » مشكويه در همه جا ، مانند خ 5 : 460 خسرو را بدين صورت مىنويسد ، شايد در آن زمان « هاى غير ملفوظ » به جاى ضمه نيز به كار مىرفته است يا خسرو به فتح راء تلفظ مىشده است . [ ( 2 - ) ] M : همدستى ابن رايق ، مولاى آرامى و بجكم مولاى ترك ( قاتل مرداويج در رو برو شدن با آل بويه ايرانى ، نمونهاى از كشاكش نيروهاى ملى آرامى و ترك و ايرانى است كه براى چيرگى بر دربار خليفهء عرب در بغداد در سدهء چهارم انجام مىگرفت كه در خ 5 : 75 و 211 و 6 : 50 نيز در پانوشت بدان اشارت رفته است ، طرف ديگر اين كشاكش بريدياناند كه بومى عرب شدهاند و در خ 5 : 529 و 6 : 44 از ايشان ياد كرديم . [ ( 3 - ) ] در نسخهء اصل : و على بن محمد آمده است .